درباره ایران آنکارا
مجموعه ما با هدف کمک به هم وطنان برای دریافت هرچه آسان تر ویزا شکل گرفته و در ترکیه با نام “ایران آنکارا” و در ایران با نام “نیلگام سفر آلما” به ثبت رسیده است. از آنجائیکه ارائه درخواست به سفارتخانه هایی که در حال حاضر در ایران کنسولگری ندارند، با دشواری های بیشتری همراه است؛ این مجموعه بیشتر تمرکز کار خود را بر روی کشورهای بریتانیا، کانادا و ایالات متحده امریکا قرار داده است. هرچند که دریافت ویزای امارات نیز از قدیم در دستور کار ما بوده و اين بخش در حال حاضر با نام آلما توريسم در حال فعاليت است.
جستجو

دانستنی های زندان آلکاتراز

دانستنی های زندان آلکاتراز

در این مطلب دانستنی های زندان آلکاتراز که هنوز بعد از ۵۰ سال تعطیل شدن آن سالانه یک و نیم ملیون نفر از آن بازدید میکنند آشنا شوید. ۷ مورد جالب این زندان مخوف با روح های سرگردانش را بدانید.


هفته نامه همشه
ری جوان:«شما تنها مجاز به برخورداری از غذا، لباس، سلول و خدمات پزشکی هستید. هرگونه امکانات دیگر یک امتیاز ویژه محسوب می شود.» قانون شماره پنج زندان فوق امنیتی آلکاتراز از همان ابتدا تکلیف هر زندانی را با شرایطی که قرار بود در آنجا با آن مواجه شود، روشن می کرد.اگر پای کسی به این زندان می رسید، یعنی از نظر مراجع قضایی «اصلاح ناپذیر» تشخیص داده شده بود و دیگر یک مجرم عادی نبود؛ پس نباید انتظار یک زندان عادی با زندانبان های عادی و حتی دوران محکومیت عادی را داشت.

آلکاتراز اما فقط به خاطر زندانی های معروفی مثل آل کاپون و رابرت فرانکلین استرود یا داستان فرارهای عجیب و غریبش جذاب نیست.

تور زندان مخوف آلکاتراز

وقتی هنوز هر سال حدود یک و نیم میلیون نفر از این زندان تعطیل شده بازدید می کنند، حتما باید رازهای بیشتری در سلول های تکنفره آن وجود داشته باشد. این ۷ مورد، چیزهایی هستند که احتمالا تا به حال درباره مخوف ترین زندان دنیا یا صخره نشنیده اید.

۱- سلول ها از یک کمد هم کوچکتر بودند

اصولا هیچ زندانی قرار نیست هتل باشد و نباید از سلول توقع یک اتاق راحت و نورگیر داشت اما سلول های آلکاتراز حتی با بقیه زندان ها هم قابل مقایسه نبودند. سلول های بند «سی» و «دی» از بعضی کمدهای جادار امروزی هم کوچکتر بودند. تصور کنید در یک اتاقک با ابعاد یک و نیم در حدود سه متر؛ توالت، یک سینک کوچک و جایی برای خواب درست کرده بودند.

تور زندان مخوف آلکاتراز

سلول های آلکاتراز اما غیر از اندازه، نکات منحصر به فرد دیگری هم داشتند؛ مثلا اینکه در این زندان – برخلاف زندان های دیگر – با استفاده از سیستم قفل مرکزی درب تمام سلول ها در یک ساعت خاص باز و بسته می شد و قفل جداگانه وجود نداشت. علاوه بر این هر سلول فقط مخصوص یک نفر بود.

مسئولان زندان می گفتند سلول ها برای جلوگیری از همدستی زندانیان با هم و حمله به زندانبان ها، انفرادی ساخته شده اند که البته روشی کاملا موفقیت آمیز بود.

۲- هیچ کس در آلکاتراز اعدام نشد

احتمالا باورتان نمی شود که بدنام ترین زندان دنیا با آن تعداد زندانی های اسم و رسم دار، هیچ مجرم به اعدامی در طول ۲۹ سال فعالیت نداشت. عجیب تر اینکه در آلکاتراز حتی جوخه اعدام یا صندلی شوک الکتریکی یا هر چیزی که به وسیله آن بتوان زندانی را کشت هم وجود نداشت اما این به این معنا نیست که در آلکاتراز قتلی اتفاق نیفتاد. خطرناکترین خلافکارهای آمریکا اینجا زیر یک سقف جمع شده بودند و بنابراین بعید بود اینجا بتواند در آرامش روزگار بگذراند.

تور زندان مخوف آلکاتراز

۸ قتل در آلکاتراز اتفاق افتاد، پنج نفر هم خودکشی کردند یا به دلایل طبیعی مردند اما در این بین داستان دو نفر که زندانی سلول شماره ۱۴ بند «دی» بودند، از همه عجیب تر بود. در سال ۱۹۴۵ وقتی یکی از زندانی ها را به داخل این سلول بردند، تا یکی دو ساعت بعد از بستن در داد و بیداد می کرد و تقاضای کمک داشت. زندانبان ها وقتی فردا در را باز کردند جنازه او را پیدا کردند. جای دست هایی روی گردنش بود که مشخص نشد برای کیست. درست فردای همین ماجرا، جنازه زندانی دیگری که به همین سلول رفته بود با همان مشخصات کشف شد. سلول ۱۴ بعد از آن دو اتفاق بی آنکه رازش مشخص شود تا آخر خالی ماند.

۳- هیچ فراری از زندان ثبت نشد اما …

«هیچ کس تا حالا از این زندان فرار نکرده و بعد از این هم کسی فرار نمی کنه!»، دیالوگ معروف «واردن» رییس زندان آلکاتراز خطاب به «فرانک موریس» زندانی تازه وارد در فیلم «فرار از آلکاتراز» را حتما یادتان هست. این دیالوگ هنوز هم مهمترین افتخار این زندان فوق امنیتی است که روی یک جزیره ساخته شده و فقط یک ربع با سان فرانسیسکو فاصله دارد اما بعضی از زندانی ها هیچ وقت نخواستند غیرقابل فرار بودن آلکاتراز را باور کنند.

تور زندان مخوف آلکاتراز
از راست به چپ، فرانک موریس، جان آنجلین و کریس آنجلین. سه نفر از فراریان زندان الکاتراز که احتمال می رود غرق شده باشند

۳۶ نفر در طول تاریخ زندان طی ۱۴ عملیات فرار تصمیم گرفتند درستی جمله اول این بند را امتحان کنند. از این تعداد ۲۳ نفر دستگیر شدند، ۶ نفر کشته شدند و ۲ نفر غرق شدند. سرنوشت ۵ نفر باقی مانده اما هیچ وقت به طور قطع مشخص نشد. فرانک موریس و کریس و جان آنجلین هم جزو همین افراد هستند که در نهایت احتمال می رود غرق شده باشند.

یکی دیگر از فرارهای جالب اما شکست خورده هم مربوط به جان اسکات بود که برخلاف تصور مسئولان زندان توانست خودش را با شنا در آب های سرد و تند خلیج، زنده به سان فرانسیسکو برساند اما بر اثر خستگی زیاد همانجا خوابید و دستگیر شد.

۴- سرخ پوست ها اولین زندانی های آلکاتراز بودند

قبل از اینکه آلکاتراز تا این حد معروف شود و از روی داستان فرار زندانیانش فیلم بسازند، ساختمان زندان در اصل یک قلعه بود که در سال ۱۸۵۰ از طرف رئیس جمهور وقت آمریکا، میلارد فیلمور، به عنوان پایگاه نظامی اعلام شد. دو سال قبل از شروع جنگ های داخلی آمریکا هم یک بار نیروهای شمالی برای دفاع از آن منطقه وارد پایگاه شدند.

اولین زندانی های آلکاتراز، یعنی سرخ پوست های بومی آمریکا در همین ایام وارد زندان شدند. در قرن بیستم اما با تغییر سیاست های دولت، آلکاتراز تبدیل به زندانی نظامی شد. زندانی هایی که ما اسم آنها را شنیده ایم و بچه معروف های آلکاتراز هستند تا این زمان هنوز اسمی هم از این زندان نشنیده بودند تا اینکه در سال ۱۹۳۳ آلکاتراز به سازمان زندان های آمریکا تحویل داده شد و از این تاریخ به بعد فقط زندانی های اسم و رسم دار در آن پذیرفته شدند.

تور زندان مخوف آلکاتراز

البته آلکاتراز فقط مخصوص خطرناکترین مجرم های کشور نبود. زندانی هایی که در بقیه ایالت ها از دستشان عاصی شده بودند و به هیچ وجه اصلاح پذیر نبودند هم به آنجا می آمدند.

۵- زندانی ها تنها ساکنان جزیره نبودند

هیج نگهبان زندان زن یا زندانی زنی در آلکاتراز وجود نداشت؛ چرا که قوانین آمریکا در آن زمان هنوز اجازه نمی دادند که در مورد یک مجرم زن عنوان «اصلاح ناپذیر» به کار برده شود اما با اینکه در داخل زندان هیچ موجود مونثی پیدا نمی شد و فضا کاملا خشن و مردانه بود، بیرون از دیوارهای زندان ساختمان هایی برای زندگی خانواده های کارکنان زندان در نظر گرفته شده بود. فرزندان مسئولان زندان در همانجا تحصیل می کردند و حتی کانون فارغ التحصیلان آن دانش آموزان هنوز هم در جزیره آلکاتراز وجود دارد.

برخلاف اوضاع وحشناک زندانی ها در زندان، پشت آن میله ها؛ خانواده های ساکن جزیره خودشان را با گل و گیاه مشغول می کردند و فضای سبز اطراف خانه هایشان را می ساختند. این فضای سبز طوری درست شده بود که از داخل زندان اصلا دید نداشت و چشم هیچ زندانی به آن نمی افتاد.

باغ های کارکنان زندان دهه ها بعد از تعطیلی زندان هم درست مثل روز اول سبز باقی ماندند و از سال ۲۰۰۳ به همراه زندان زیر نظر سازمان پارک های ملی آمریکا قرار گرفتند.

تور زندان مخوف آلکاتراز

۶- خیلی ها دوست داشتند در آلکاتراز زندانی شوند

بیف به همراه سس قارچ، پیراشکی گوشت، سوپ مکزیکی، آب پرتقال تازه و خیلی غذاهای دیگر که همین حالا در منوی گران ترین رستوران ها پیدا می شوند، غذای روزانه زندانیان آلکاتراز بودند. با این حساب اگر می توانستید روحیه تان را داخل زندان حفظ کنید، حداقل از نظر شکمی اوضاع خوب بود اما این موضوع به خاطر دلسوزی و لطف زندانبان ها نبود. ماجرا از این قرار بود که رییس زندان معتقد بود کیفیت بد غذای زندان ها علت اصلی بیشتر شورش هاست و بنابراین اگر زندانی ها خوراک خوبی داشته باشند، درگیری ها هم کمتر می شود.

زندانی ها با خوش رفتاری حتی می توانستند از امتیازاتی مثل تماشای فیلم و استفاده از کتابخانه یا اشتراک مجله هم استفاده کنند. علاوه بر این زندانی ها برای خودشان لیگ سافت بال هم راه انداخته بودند و می گویند آل کاپون هم روزهای یکشنبه اجازه داشته در کنسرت زندان بانجو بزند! خلاصه شرایط رفاهی در آن زمان طوری بود که بعضی از زندانی ها از بقیه ایالت ها تقاضای انتقال به آلکاتراز کرده بودند.

تور زندان مخوف آلکاتراز
منوی غذای زندان حتی امروز هم کاملا وسوسه برانگیز است. سالن غذاخوری اما با حضور همیشگی زندانبان ها یادآوری می کند که اینجا یک زندان است. نه رستوران!

۷- روح ها هنوز در اینجا زندگی می کنند

۳۲۶ سلول آلکاتراز هیچ وقت کامل پر نشد، به طور متوسط ۲۶۰ زندانی همیشه در زندان بودند و در شلوغ ترین زمان فقط ۳۰۲ سلول اشغال شد. در سال ۱۹۶۳ هم جان اف کندی دستور داد این زندان پرهزینه برای همیشه تعطیل شود، اما عده ای از ساکنان جزیره و ماموران موزه زندان معتقدند آلکاتراز هنوز کاملا تخلیه نشده است.

تور زندان مخوف آلکاتراز

بعضی از اتفاقات عجیب و نامعلوم، طرفداران این فرضیه را که روح زندانی ها در این زندان سرگردان هستند، بیشتر می کند. مثلا ماموران موزه آلکاتراز همگی از در بخشی از زندان می گویند که هر روز سر ساعت مشخصی بسته می شود. این قسمت اتفاقا همان جایی است که در سال ۱۹۴۶ سه نفر از زندانی ها در حال فرار کشته شدند.

شنیدن صدای جیغ و فریاد و راه رفتن و دویدن در طبقات بالا هم برای ماموران کاملا طبیعی شده. آنها می گویند هر بار فکر می کنند شاید یکی از بازدیدکننده ها جایی پنهان شده و صدا درمی آورد اما بعد از گشتن همه سلول ها هیچ آدم زنده ای پیدا نمی کنند.


دیدگاه بگذارید

آگاه سازی از
avatar

wpDiscuz