درباره ایران آنکارا
مجموعه ما با هدف کمک به هم وطنان برای دریافت هرچه آسان تر ویزا شکل گرفته و در ترکیه با نام “ایران آنکارا” و در ایران با نام “نیلگام سفر آلما” به ثبت رسیده است. از آنجائیکه ارائه درخواست به سفارتخانه هایی که در حال حاضر در ایران کنسولگری ندارند، با دشواری های بیشتری همراه است؛ این مجموعه بیشتر تمرکز کار خود را بر روی کشورهای بریتانیا، کانادا و ایالات متحده امریکا قرار داده است. هرچند که دریافت ویزای امارات نیز از قدیم در دستور کار ما بوده و اين بخش در حال حاضر با نام آلما توريسم در حال فعاليت است.
جستجو

سفر به شهرهای فرانسوی‌زبان کانادا (۳)

سفر به شهرهای فرانسوی‌زبان کانادا (۳)

ما سفر یه مونترال را با سفری به آکواریوم بیدوم آغاز کردیم. بیدوم شبیه‌استادیوم‌های ورزشی مدرن است و پر از انواع گیاهان و حیوانات دریایی است. سگ‌ماهی‌ها هر کدام به بزرگی تخت خواب من بودند و مرغان دریایی از بهترین نوع پرندگان موجود در این آکواریوم بودند. پس از آن به باغ گیاه‌شناسی رفتیم و برای استراحتی کوتاه توقف کردیم. توقف بعدی ما در شهر قدیمی مونترال بود و که در رسیدن به این مقصد از مهارت دوچرخه سواری و پدال زدن استفاده کردیم. در راه به چند بار برخوردیم و وسوسه شدیم که نوشیدن کوکتل خوردن غذای آنها را امتحان کنیم. سفر به مونترال تجربه بی نظیری بود و شب را هم در هتلی در آن نزدیکی گذراندیم.

دیدار از مونت رویال

پس از خوش گذارانی شب گذشته، ما کمی آهسته‌تر از حالت عادی سوار بر مترو مونترال شدیم تا برای پیک نیک به پارک کوچک آرامی در مونت رویال برویم. ما چهارنفر به همراه یک سنجاب برای دیدن مناظر زیبای پارک مونت رویال بسیار کنجکاو بودیم. برای دیدن برخی از مناظر بسیار بالا رفتیم، سپس در فروشگاه‌های مونت رویال و مناظر بسیار دوست‌داشتنی آن گشتی زدیم. همه ما به پیچ دوم (یا سوم) این نقطه رسیدیم و آنقدر سرگرم بودیم که تا نیم ساعت پس از گذشتن زمان نهار متوجه زمان نشدیم. بعد از گشت و دیدن دیدنی های زیبا راهی دریا شدیم. خاطرات آن رو مانند تصویری متحرک در ذهنم همچنان زنده است.

فستیوال جاز

آخرین روز تور گردشگری ما در کانادا سریع‌تر از آنچه انتظارش را داشتیم، گذشت. ما در کل مسیر این دو شهر افسانه‌ای دوچرخه‌سواری و گردش ‌کردیم و ‌خوردیم و نوشیدیم. سوار یک هواپیمای دوباله شدیم، سفر هیجان انگیزی بود. تصمیم گرفتیم تا برای آخرین بعدازظهر باردیگر سوار مترو شویم، و درجاییکه نگهبان به ما گفت که می‌توانیم محلی برای اجاره اسکوتر پیدا کنیم، پیاده شدیم. جالب است که روز آخر هم موفق به دیدن فستیوال جاز شدیم. این برنامه‌ریزی ماهرانه کار من بود. ما اسکوترهایمان را در گوشه‌ای گذاشتیم و جایی که جشن در آن برگزار می‌شد را پیدا کردیم. آنجا پر از نوشیدنی و خوردنی بود و آهنگ در حال پخش بود. این یکی از آن شبهایی بود که هرگز فراموش نمی‌شود.


دیدگاه بگذارید

آگاه سازی از
avatar

wpDiscuz